مراد على شمس

225

با علامه در الميزان ( فارسى )

چهارمى سگ ايشان بوده . دوم اينكه پنج نفر بوده‌اند و ششمى سگشان بوده ، كه قرآن كريم بعد از نقل اين قول فرموده : « رجم به غيب مىكردند » يعنى بدون علم و اطلاع سخن مىگفتند . و اين توصيفى است بر هردو قول ؛ زيرا اگر مختص به قول دوم به تنهايى بود حق كلام اين مىبود كه قول دومى را اوّل نقل كند و آنگاه اين رد خود را هم دنبالش بياورد بعدا قول اوّل و بعد سوم را نقل كند . قول سوم اينكه هفت نفر بوده‌اند كه هشتمى سگ ايشان بوده ، خداى تعالى بعد از نقل اين قول چيزىكه اشاره به ناپسندى آن كند نياورده ، و اين خود خالى از اشعار بر صحت آن نيست . از محاورهء اصحاب كهف در آيهء : « قالَ قائِلٌ مِنْهُمْ كَمْ لَبِثْتُمْ قالُوا لَبِثْنا يَوْماً أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ قالُوا رَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِما لَبِثْتُمْ » « 1 » از اين صيغه‌هاى جمع و آن يك صيغه مفرد نه تنها اشعار بلكه دلالت دارد بر اينكه حداقل عدد ايشان هفت نفر بوده و كمتر از آن نبوده است . و از جمله لطائفى كه در ترتيب شمردن اقوال مذكور به كار رفته اين است كه از عدد سه تا هشت را پشت سر هم آورده با اينكه سه عدد را شمرده شش رقم را نام برده ، فرموده « سه نفر ، چهارمى سگشان ، پنج نفر ششمى سگشان ، هفت نفر هشتمى سگشان » . « 2 » س 199 - اين اضافه‌كردن نه سال به سيصد سال درخصوص

--> ( 1 ) . سورهء كهف ، آيهء 19 . ( 2 ) . الميزان ؛ ج 13 ، ص 372 . [ با تصرف ]